زربافي ، كم دوزي ، گل دوزي ، گل سازي، آويز بافي ، عروسك سازي ، تولك بافي ، حصير بافي (تك سازي) ، پدي سازي (نوعي سبد مخصوص براي نگهداري خرما كه آن را از برگ درختان نخل مي بافند) ، سواس (نوعي دمپايي كه با ليف درختان نخل آن را درست مي كنند)، تور بافي به وسيلة نخ ، كلاه دوزي با نقش و نگارهاي مختلف و زيبا ، خياطي ، جاروسازي با برگ درختان خرما
نوع پوشش زنان و مردان در گذشته و اكنون:
در زمانهاي گذشته زنان روستا از پيراهنهاي چين دار متوسط و شلوارهاي بندري و زردوزي و انواعي از روسري هاي معروف به بله ليسي ،بله توري و بله چپری بوده است و براي پوشش صورت و حجاب كاملتر نيز از نوعي نقاب كه به زبان محلي به آن برقع مي گويند استفاده مي نمودند و نوعي ديگر لباسي بوده است كه به وسيلة زردوزي آ» را تزئين كرده و اكنون تنها پيرزنان سالخوردة روستا از آن استفاده مي كنند و نوع پوشش زنان به لباس هاي بلند تغيير يافته است و در گذشته مردم روستا دمپايي خود را ليف درختان خرما درست مي كردند.كه در زبان محلي به آن سواس مي گويند.و زنان روستا در زير روسري خود نوعي كلاه محلي (لچك) دست دوزي شده و رنگارنگ كه با سكه هاي پول و نقره آن را تزئين مي كردند و بر سر مي گذاشتند كه در اين باره داستاني نقل شده است كه مي گويند؛ روزي پيرزني كه از اين گونه كلاه محلي بر سر گذاشته بود بيمار مي شود و به پزشك مراجعه مي كند، پزشك علت بيماري را از او سؤال مي كند و پيرزن در جواب مي گويد كه سر درد شديدي گرفته است و پزشك حاضر جواب با شوخي مي گويد: ما در توكه بار تمام اقتصاد ايران را بر سر گذاشته اي ، چگونه مي خواهي سردرد نگيري؟
و خلاصه در گذشته رايج بوده است كه زنان لباس هاي خود و فرزندانشان را با استفاده از سكه تزئين مي كردند.
پيرمردان روستا داراي لباس مخصوصي بودند كه عبارت بود از پيراهني سفيد رنگ كه بر تن مي كردند و لنگ را از كمر به دور خود پيچيده و به جاي شلوار مورد استفاده قرار مي دادند و كلاهي سفيد رنگ و دست دوزي شده توسط زنان روستا را كه نقش هايي زيبا داشتند همراه با چفيه بر سر مي گذاشتند كه در زبان محلي به آن نوع پوشش سرمردان (منديل) مي گويند.